#تحلیل|عبدالرحمن الراشد: ائتلاف عربستان، ترکیه و پاکستان میتواند موازنه منطقهای در برابر حکومت ایران را تغییر دهد �...
#تحلیل|عبدالرحمن الراشد: ائتلاف عربستان، ترکیه و پاکستان میتواند موازنه منطقهای در برابر حکومت ایران را تغییر دهد — عبدالرحمن الراشد، نویسنده و فعال رسانهای سرشناس سعودی، در مقالهای در روزنامه «الشرق الاوسط» با بررسی تحولات امنیتی منطقه، شکلگیری ائتلاف سهجانبه عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان را اقدامی برای تغییر موازنه قدرت در برابر جمهوری اسلامی ایران توصیف کرده است.
راشد که مدیر سابق شبکه العربیه بوده، در این مقاله بر این باور است که درگیری اخیر میان ایران، آمریکا و اسرائیل، در عمل پیامدهای گستردهای برای عربستان سعودی و دیگر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس داشته و تهران تلاش کرده است با گسترش دامنه حملات و باز کردن جبهههایی در عراق و یمن، فشار بر ریاض را افزایش دهد.
او معتقد است پاسخ عربستان، ایجاد یک چارچوب امنیتی جدید با مشارکت ترکیه و پاکستان بوده است؛ ائتلافی که به گفته او از نظر جمعیتی، جغرافیایی و نظامی ظرفیت قابلتوجهی دارد.
الراشد جمعیت سه کشور را حدود ۴۰۰ میلیون نفر برآورد میکند و با اشاره به عضویت ترکیه در ناتو، توان هستهای پاکستان و روابط راهبردی اسلامآباد با چین، نتیجه میگیرد که این ائتلاف از «عمق راهبردی» قابلتوجهی برخوردار است.
از دیدگاه این نویسنده سعودی، اهمیت این ائتلاف تنها به همکاری نظامی محدود نمیشود، بلکه میتواند بر نحوه مدیریت جنگ، روند مذاکرات و ترتیبات امنیتی آینده منطقه نیز اثر بگذارد.
او بر این باور است که حضور مستقیم ترکیه و پاکستان، ظرفیت ایران برای اعمال فشار نظامی بر کشورهای عربی و گسترش دامنه درگیری به مناطق پیرامونی خلیج فارس را محدود خواهد کرد.
راشد همچنین شکلگیری این ائتلاف را در چارچوب مجموعهای از ابتکارهای امنیتی جدید عربستان ارزیابی میکند و آن را دومین اقدام ریاض طی یک هفته برای بازتعریف ترتیبات امنیتی منطقه میداند؛ اقدامی که به گفته او پس از تشکیل یک ائتلاف دریایی بینالمللی به رهبری عربستان صورت گرفته است.
او سه حوزه اصلی را برای اهمیت ائتلاف ریاض، آنکارا و اسلامآباد برمیشمارد: بازدارندگی در برابر ایران، امنیت انرژی و افکار عمومی عربی و اسلامی.
در حوزه بازدارندگی، الراشد معتقد است تشدید فعالیتهای نظامی ایران نشاندهنده تلاش تهران برای گسترش دامنه درگیری و ایجاد ترتیبات ژئوپلیتیکی جدید در خلیج فارس است.
از نگاه او، ائتلاف سهجانبه میتواند با افزایش هزینههای گسترش جنگ، ایران را از توسعه درگیری به کشورهای بیشتری مانند اردن، سوریه و یمن بازدارد.
بخش دیگری از تحلیل الراشد به نفت و انرژی اختصاص دارد.
او معتقد است تهران در رویارویی با آمریکا تلاش کرده است نفت و مسیرهای انتقال انرژی، بهویژه تنگه هرمز، را به اهرم فشار تبدیل کند.
در تحلیل او، شکلگیری یک محور امنیتی به رهبری عربستان میتواند توان ایران برای استفاده از این اهرم را کاهش دهد و امنیت تولید و انتقال انرژی در منطقه را در چارچوبی گستردهتر قرار دهد.
راشد در عین حال گفته است که واکنش بازارهای نفت به اعلام ائتلاف سهجانبه، از جمله کاهش قیمت نفت، نشان میدهد بازارها این تحول را در جهت افزایش اطمینان نسبت به امنیت جریان انرژی ارزیابی کردهاند.
سومین محور تحلیل نویسنده، جنگ روایتها و افکار عمومی جهان عرب و اسلام است.
او معتقد است جمهوری اسلامی ایران در طول درگیری تلاش کرده است جنگ را بهعنوان رویارویی میان ایران و یک ائتلاف آمریکایی ـ اسرائیلی معرفی کند و حملات خود به کشورهای منطقه را نیز در چارچوب همین تقابل توضیح دهد.
راشد بر این باور است که ورود ترکیه و پاکستان به یک چارچوب امنیتی مشترک با عربستان، کار تهران برای شکل دادن به این روایت در میان افکار عمومی عرب و مسلمان را دشوارتر میکند.
به اعتقاد او، ایران پس از این تحول دیگر نمیتواند بهسادگی عربستان، ترکیه و پاکستان را بهعنوان یک جبهه ضدعرب یا ضدمسلمان معرفی کند.
این نویسنده سعودی همچنین تحولات اخیر را در چارچوب تضعیف موقعیت منطقهای ایران بررسی میکند.
او با اشاره به تضعیف حزبالله و سقوط حکومت بشار اسد، معتقد است تهران بخشی از شبکه نفوذ منطقهای خود را از دست داده و اکنون تلاش میکند از طریق تشدید ناامنی و فشار نظامی، بخشی از این نفوذ را بازسازی کند.
در مجموع، تحلیل الراشد بر این فرض استوار است که منطقه در حال حرکت به سمت بازتعریف موازنه قدرت و ترتیبات امنیتی است؛ موازنهای که در آن عربستان سعودی تلاش میکند به جای اتکا به حمایت قدرتهای فرامنطقهای، شبکهای از همکاریهای نظامی و سیاسی با قدرتهای مهم جهان اسلام ایجاد کند.